مرتضى راوندى

256

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

تقليدى و اطمينانهايى است كه بيشتر مردم به نظريّات خود دارند . سپس با جدّ و جهد تمام ، شروع به فكر و انديشه در محسوسات و ضروريّات كردم تا ببينم ممكن است درين‌باره هم شكّ و شبهه داشته باشم يا نه ؟ درست وارسى و غور كردم . دريافتم كه در محسوسات هم جاى شكّ و ترديد است و اين جنس دريافتها نيز آرام‌بخش و اطمينان‌آور نيست . خطاهاى حاسّهء بينايى كه قويترين حواسّ ماست به اين معنى راهنمون گرديد كه محسوسات هم درخور اعتماد و اطمينان يقينى نيست . چراكه حسّ باصره ، سايه را ساكن مىبيند و تجربه و مشاهدهء ، بعد ثابت مىكند كه سايه به‌تدريج در حركت است و به هيچ‌وجه حال وقوف و سكون ندارد . ستارگان آسمانى را به‌اندازهء ذره‌ّيى خرد مىبينم امّا براهين هندسى ثابت مىكند كه اين اجرام بزرگتر از زمين‌اند . چون حاكم عقل تكذيب محسوسات كرد دستم از اطمينان به محسوسات نيز بريده شد زيرا اين اساس را هم سست و خلل‌پذير يافتم . سپس به اساس ديگر يعنى اوّليّات عقلى دست زدم ، چه گفتم همانطور كه حسّيات درخور اطمينان درنيامد شايد ضروريّات عقلى هم قابل تشكيك باشد . محسوسات به من مىگفت از كجا كه ايمانت به ضروريّات مثل اطمينانت به حسّيّات نباشد . اگر عقل تكذيب مرا نمىكرد تا ابد به من اعتقاد داشتى آيا احتمال نمىدهى كه بالاتر از عقل هم حاكمى باشد كه احكام عقل را ابطال كند ! در جواب محسوسات درماندم . چه ، گفتار محسوسات به صورى كه در خواب ديده مىشود و حقيقت خارجى ندارد تأييد شد . بالجمله به همان دليل كه اميدم از محسوسات بريده شده بود دستم از ضروريّات هم بريد و اطمينان از آنها نيز سلب شد . زيرا گفتم حكومت عقل خطاهاى حسّ را آشكار كرد ، آيا ممكن نيست حاكمى زبردست‌تر از عقل باشد تا اشتباهات عقول را آشكار سازد ؟ در خواب چيزها مىبينى و تخيّلات دارى چون بيدار مىشوى مىدانى كه آن‌همه خواب و خيال بوده است . نكند معلومات بشر در اين نشأه همگى خواب‌وخيال باشد و عالم ديگرى وراى اين نشأه ، در حكم خواب باشد . شايد اين حالت همان باشد كه صوفيّه مدّعى شده‌اند و شايد اين حالت پس از مرگ آشكار شود و اين حديث نبوى درست درآيد كه ( النّاس نيام اذا ماتوا انتهوا ) شايد حيات دنيا در برابر آخرت به منزلهء خواب در برابر بيدارى باشد و آنجا حقايق مكشوف گردد و اين آيه راست بيايد كه ( فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد ) .